بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي

29

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )

إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً بدرستى كه من گرداننده و آفريننده‌ام در جميع زمين شخصى را نائب و حجت خود تا آنكه در زمين ترويج حق و تضييع باطل نمايد و باقى ميدارم امر خلافت و وصايت را در نسل او با وجود آنكه از ذريت او فساد و سفك دماء ناشى خواهد شد ، القاء اين قول بر ملائكه قبل از وجود آن خليفه بواسطهء تعظيم شأن او و اظهار فضل اوست قالُوا گفتند : آن ملائكه از روى تعجب و طلب علم بمصلحت و حكمت خليفه گردانيدن بلكه ايجاد كردن اينچنين شخصى ، نه از روى اعتراض و انانيّت « 1 » أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها آيا ايجاد ميكنى در زمين و خليفه ميگردانى كسى را كه فساد كند در زمين وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ و بريزد خونهاى امثال خود را ؟ اينمعنى يا به اختيار حق تعالى بر ايشان ظاهر شده چنانچه در ضمن ترجمهء « إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً » اشارتى بر اين رفت ، و يا آنكه از لوح المحفوظ اينمعنى را معلوم كردند وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ حال آنكه ما منزّه ميسازيم ترا از نقائص در حالتى كه متلبس باشيم به حمد و ثناى تو وَ نُقَدِّسُ لَكَ و فى الحديث : « اى نطهّر ارضك ممن يعصيك فاجعل ذلك الخليفة منا » و بعضى معنى « وَ نُقَدِّسُ لَكَ » را چنين گفته‌اند كه . « اى و نطهر انفسنا عن الذنوب لاجلك » يعنى و پاك ميسازيم نفوس خود را از گناهان بواسطهء تو ، پس ما معصوم و منزّهيم از ذنوب بايد كه ما احق بخلافت باشم ، نه ديگرى كه محفوف بذنوبست قالَ گفت خداى تعالى مر آن ملائكه را : إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ بدرستى كه من داناترم از حكمت آفرينش اين خليفه آنچه را كه شما نميدانيد ، و پى بحكمت آن نمىبرند . وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها و تعليم كرد حق تعالى آدم را أسماء اشياء همه را فى تفسير على بن ابراهيم : قوله « وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها » قال الامام عليه السلام : « أسماء الجبال و البحار و الاودية و النبات و الحيوان » و فى رواية اخرى : « أسماء انبياء اللَّه و اوليائه و عتاة اعدائه » در وجه توفيق ميان اين دو حديث چنين ميتوان

--> ( 1 ) - بفتح همزه بمعنى تكبر كردن و لاف زدن است .